میوریل اسپارک از «ممنتو موری» تا «صندلی راننده» | نقشه خواندن آثار یک نویسنده تیزهوش

  • کد خبر: ۴۰۶۳۴۰
  • ۲۴ فروردين ۱۴۰۵ - ۰۸:۲۷
میوریل اسپارک از «ممنتو موری» تا «صندلی راننده» | نقشه خواندن آثار یک نویسنده تیزهوش
در سالروز درگذشت میوریل اسپارک، گاردین به سراغ جهان داستانی او رفته است؛ جهانی سرشار از طنز گزنده، تعلیق، فروپاشی‌های ذهنی و شخصیت‌هایی که در مرز واقعیت و هذیان قدم می‌زنند.

به گزارش شهرآرانیوز؛ سیزدهم آوریل مصادف با سالروز درگذشت «میوریل اسپارک»، رمان‌نویس اسکاتلندی است. رمانی خارق‌العاده که از یک فروپاشی واقعی الهام گرفته است و یک شاهکار ترسناک فقط تعدادی از آثار قابل توجهی هستند که به قلم این نویسنده نوشته شده‌اند.

امروز بیستمین سالگرد درگذشت «میوریل اسپارک»، رمان‌نویس، نویسنده داستان کوتاه، شاعر و مقاله‌نویس اسکاتلندی است. او بیش از همه به‌خاطر ۲۲ رمان غریب، تیزبینانه و شوخ خود شناخته می‌شود. اسپارک نخستین اثر خود را در سال ۱۹۵۷ میلادی با عنوان «تسلی‌دهندگان» منتشر کرد. به مناسبت سالروز درگذشت این نویسنده، «گاردین» در گزارشی به کمک «جیمز بیلی»، نویسنده یک زندگی‌نامه جدید با عنوان «مثل گربه‌ای که پرنده‌ای را دوست دارد: ۹ زندگی میوریل اسپارک»، مخاطبان را برای مطالعه آثار او راهنمایی می‌کند.

نقطه آغاز

با در نظر گرفتن استثناها، رمان نوشته «اسپارک» شیوه خاصی برای جذب ما دارد. او با معرفی یک جامعه بسته آغاز می‌کند (خواه از راهبه‌ها، دانش‌آموزان یا بازماندگان یک جزیره دورافتاده باشد) که پر از شایعه، فریب و تعارض‌هایی هم کوچک و هم عمیق است. «اسپارک» بمبی در این دنیای کوچک می‌اندازد: قتل، رسوایی… یا حتی یک بمب واقعی. سپس خودش عقب می‌ایستد و به ما اجازه می‌دهد تماشا کنیم که چطور جرقه‌ها شعله‌ور می‌شوند.

هر کسی که با شیوه داستان‌گویی «اسپارک» آشنا نیست، بهتر است با رمان طنز تاریک «ممنتو موری» (Memento Mori) از سال ۱۹۵۹ شروع کند. این رمان گروهی از مستمری‌بگیران را معرفی می‌کند که با تماس‌های تلفنی ناشناس مشکل پیدا می‌کنند. هر تماس پیامی یکسان دارد: «به یاد داشته باش که باید بمیری.» آیا نزدیکی مرگ ما را از ترس‌ها، دعواها، حسادت‌ها و اختلال اعصاب رها می‌کند، یا اینها مانند صدف تا پایان تلخ به ما می‌چسبند؟

شروعی خارق‌العاده

«اسپارک» ۳۵ساله در اوایل سال ۱۹۵۴ میلادی با سرعت به سمت یک فروپاشی عصبی پیش می‌رفت. او که گرسنه، فقیر و زیر فشار کار بود، استفاده از محرکی به نام dexedrine را شروع کرده بود تا از غذا صرف نظر کند و شب‌ها بنویسد. بعد‌ها درباره این دارو گفت: «باعث می‌شد کمتر گرسنه شوی، اما در عین حال دیوانه‌ات هم می‌کرد.» «اسپارک» شوخی نمی‌کرد؛ او تحت تاثیر این دارو، باور کرده بود که در کتاب‌هایی که می‌خواند کد‌های مخفی پنهان شده‌اند و «تی. اس. الیوت» به عنوان نظافتچی پنجره، او را تماشا می‌کند.

خوشبختانه، او از این وضعیت بهبود پیدا کرد و این تجربه را در نخستین رمان خارق‌العاده‌اش به نام «تسلی‌دهندگان» استفاده کرد. در این رمان قهرمان داستان، نویسنده‌ای به نام «کارولین رز» است که حس می‌کند تسلطش بر واقعیت در حال کم شدن است. «کارولین» معتقد است که صدای تق‌تق کلید‌های ماشین‌تحریر چیزی را می‌شنود که آن را «روحِ تایپ‌کننده» می‌نامد.

مشهورترین اثر

«من در اوج خود هستم»؛ «من سر‌های پیر را روی شانه‌های جوان شما می‌گذارم»؛ «همه شاگردان من گل سرسبد هستند»؛ اینها جملات مشهور صفحات ابتدایی مشهورترین رمان او به نام «شکوفایی خانم جین برودی» است که داستانی درباره تبعیض و فاشیسم است.

شاهکار

«صندلی راننده» کتابی بود که اسپارک آن را بهترین دستاورد خود می‌دانست. چرا؟ چون آن را ترسناک‌ترین اثرش هم می‌دانست. «لیزه»، شخصیت اصلی این داستان، با لباسی نو و زیبا راهی سفر می‌شود. او با شادمانی می‌گوید که قرار است مرد رویاهایش را ملاقات کند. برای فهمیدن اینکه در آن رویا‌ها چه چیزی پنهان است باید این کتاب کوچک را بخوانید.

یک اثر خاص

اسپارک مهارت خاصی در به تصویر کشیدن خودشیفته‌ها و شارلاتان‌های زندگی داشت و شیفته تضاد میان چهره درخشان عمومی و شخصیتی بود که در سایه آن خم می‌شود.

ما می‌توانیم از رمان سال ۱۹۶۸ میلادی او با عنوان «تصویر عمومی»، چیز‌های زیادی درباره زندگی در این زمانه بیاموزیم. این رمان که در رم و هم‌زمان با اوج‌گیری پاپاراتزی‌ها نوشته شد، داستانی درباره تلاش‌های عاجزانه یک ستاره سینما برای نجات اعتبارش است. شخصیت اصلی این داستان، بیش‌تر و بیش‌تر در دنیایی مصنوعی غرق می‌شود و هر درکی از این را که چه کسی هست یا بوده از دست می‌دهد.

آثاری که شایسته توجه بیشتری هستند

«او طوری به نظر می‌رسید که مرا خواهد کشت و کشت.» اینها کلمات «نیدل»، روحی است که داستان کوتاه «جاده پورت‌اوبلو» (۱۹۵۸) را روایت می‌کند. این روح پس از پیدا کردن صدای خود بازگشته تا داستانش را تعریف کند و وجدان قاتلش را آزار دهد. او یکی از چندین ارواح ناآرامی است که صفحات داستان‌های کوتاه «اسپارک» را تسخیر کرده‌اند. این داستان‌های ارواح‌محور، که بخش قابل توجهی از «مجموعه کامل داستان‌های کوتاه» او را تشکیل می‌دهند، شایسته توجه بیشتری هستند.

منبع: ایسنا

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.